الشيخ محمد الصادقي الطهراني

157

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

جايز نيست ، زيرا تأخير در اقتداى جماعت به‌هنگام عذر صحيح است ، نه در حالت عادى . مسأله‌ى 352 - اگر جماعتى را با امامت خودش انجام داده مستحب است براى كسانى كه نمازشان را به‌جماعت نخوانده‌اند مجدداً جماعتى ديگر برپا كند به‌شرط اين‌كه مأموم يا مأمومين نمازشان را نخوانده باشند يااگر نمازشان را خوانده‌اند نماز قضاى مسلّم برعهده‌شان باشد كه به‌نيت نماز قضايشان به‌اين امام جماعت اقتدا كنند و نيز اگر نمازش را با عذرى تنها خوانده در صورتى كه بعد از آن جماعتى برپا شود شركت در آن مستحب است ، و اگر معذور نبوده واجب است . نماز قضا مسأله‌ى 353 - هر نماز واجبى كه عمداً يا سهواً يا از روى فراموشى و يا به‌هر صورت ديگرى در وقت مقررش ترك شود واجب است در اولين فرصت همان‌گونه و به‌همان وضعى كه در وقتش واجب بوده انجام گردد مگر در عذرهايى كه قبلًا بوده و اكنون بر طرف شده كه واجب است با شرائط فعلى انجام گردد ، و دليل قرآنى وجوب قضا « أقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرى » است كه يكى از معانيش نماز به‌پا دار هنگامى كه به‌ياد من افتادى ، زيرا ترك نماز در نتيجه‌ى از ياد بردن خداست چه عمدى و چه سهوى ، پس هرگاه به‌ياد خدا آمدى چه در وقت مقرر نماز و چه پس از آن واجب است نماز ترك شده‌ات را انجام دهى ، و در خبر مشهور نيز از پيامبر بزرگوار صلى الله عليه و آله و سلم است كه « مَنْ فاتَتْهُ فَريضَةٌ فَلْيَقْضِها كَما فاتَتْهُ » « كسى كه فريضه‌اى از او فوت شد بايستى آن راچنان كه فوت شده قضا كند » . مسأله‌ى 354 - اگر ترك نماز واجب در وقت مقرر به‌علت حالتى بوده است كه نماز در آن واجب نبوده و تقصيرى هم در ترك آن نداشته ، اين‌جا چنان‌كه اصل نماز بر او واجب نبوده قضايش نيز بر او واجب نيست ، مانند آن‌كه در تمامى وقت مقرر - ناخواسته - بىهوش بوده و يا مثلًا مدتى را در اثر تصادف يا ضربه‌ى مغزى در كما و